آموزش زبان روسی
نظرسنجی

 

نظرات :
مشاهده نتیجه
نرخ ارز
پیوند ها
سایت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
سفارت بلاروس در جمهوری اسلامی ایران
سفارت جمهوری اسلامی ایران در بلاروس
سفارت روسیه در جمهوری اسلامی ایران
رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران در مسکو
رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو
سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو
وزارت علوم تحقیقات و فناوری
آموزش زبان روسی
بازدید ها
 
13 visitors online
بازدید امروز : 389
بازدید دیروز : 687
بازدید کل : 704861
افراد آنلاین : 13
وضعیت مسکو
تاریخچه


  روسیه                                                                                                              
 فدراسیون روسیه ( روسیه) دولت مستقل فدراتیو است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اواخر سال 1991 عضو جامعۀ مشترک المنافع می باشد . این کشور از 7 نوامبر 1917 ( بعد از پیروزی انقلاب اکتبر ) جمهوری شوروی روسیه نامیده شد . در کنگرۀ سوم سراسری شوراها (23-34 ژانویه1918) به عنوان جمهوری شوروی سوسیالیستی فدراتیو روسیه اعلام شد . در روز 30 دسامبر 1922 همراه با سایر جمهوری هایی که در خاک امپراطوری سابق روسیه به وجود آمده بودند ، عضو اتحاد شوروی شد .

فدراسیون روسیه کشوری گسترده و بزرگ در اروپای شرقی و آسیای شمالی است. روسیه با مساحت ۱۷٬۰۷۵٬۴۰۰ کیلومترمربع پهناورترین کشور جهان است. مساحت روسیه تقریباً دو برابر مساحت کشور ایالات متحده آمریکاست. از دید جمعیتی، روسیه پس از چین، هندوستان، آمریکا، اندونزی، برزیل، پاکستان و بنگلادش در رده هشتم جهان قرار دارد. روسیه تا قبل از فروپاشی اصلی ترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی بود.
 
پایتخت روسیه شهر مسکو و واحد پول آن روبل است. زبان رسمی فدراسیون روسیه، روسی است. نوع حکومت در فدراسیون روسیه جمهوری فدرال است. روسیه در سال ٨٦٢ میلادی پایه‌گذاری شده است. بر اساس آمار سال ٢٠٠٦ جمعیت فدراسیون روسیه در حدود ۵/١۴٢میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی روسیه در حدود  ٧٢٧/١ تریلیون دلار بوده است.

تاریخ روسیه
بیش از دو سده روسیه تزاری بخشی از امپراتوری مغول بود. اما در سده پانزدهم، ولایت مسکووی که ناحیه کوچکی از سرزمین روسیه امروزی را در برمی گرفت، قدرت یافت، تا حدی که مغولانِ اردوی طلایی را به مبارزه طلبید. شاهزاده هادیان، ایوان بزرگ، از پرداخت خراج به مغولها سر باز رد، فرمانروای بعدی ایوان چهارم، قلمروی ولایت مسکووی را توسعه داد. لقب او، ایوان مخوف، بیانگر این است که این نخستین تزار در تمام روسیه بود که بیشتر از او می‌ترسیدند تا اینکه دوستش داشته باشند.

رومانف‌ها
رومانفها یک خاندان اشرافی قدرتمند در مسکو بودند. نخستین تزار روسیه، ایوان مخوف (۸۴ – ۱۵۳۰م) با خاندان رومانف وصلت نمود. رومن زاخارین جد اعلای رومانفها برادر آناستازیا همسر ایوان مخوف تزار روسیه بود و پسری نیز به نام نیکیتا داشت که پدربزرگ اولین تزار رومانف یعنی میخائیل فئودوروویچ رمانف است. این خانواده به دلیل قرابت با ایوان مخوف (ایوان چهارم) و نیز به این دلیل که در دسائس و توطئه‌های درباریان در حوادث پس از مرگ ایوان مخوف شرکت نداشتند محبوب مردم روسیه بودند. ضمن اینکه فئودور نیکتایویچ رومانف پدر میخائیل رومانف اولین تزار روسیه مورد تایید یک مقام مورد احترام روحانی در روسیه بود که حین جنگ با لهاستانیها در دوران هرج و مرج رهبری مردم روسیه را بر عهده داشت. پس از شکست لهستانیها مردم میخاییل فئودورویچ رمانف را به سلطنت برگزیدند. این خانواده تا ۳۰۰ سال تا جنگ جهانی اول و زمان ظهور کمونیسم در روسیه با اقتدار حکومت می‌کردند.

عصر ناآرامی
پسر ایوان، فئودور اول، بوریس گودونف (۱۶۰۵- ۱۵۵۱م) به عنوان تزار روسیه، جانشین او شد. وقتی او در سال ۱۶۰۵ م از دنیا رفت، روسیه در هرج و مرج افتاد. از سال ۱۶۰۵ م تا ۱۶۱۳ م هرج و مرج دوام یافت. اشراف برای سلطنت با یکدیگر جنگیدند و برزگران شورش کردند. دشمنان اصلی روسیه؛ لهستان و سوئد؛ هرج و مرج را غنیمت شمردند. در سال ۱۶۱۱م نیروهای لهستانی شهر سمولنسک روسیه را فتح کردند. یک سال بعد لهستانیها مسکو را اشغال کرده و شاهزاده لهستانی را بر تخت تزار نشاندند. سپس سوئدیها در سال ۱۶۱۳م شهر نووگورود را اشغال کردند.

نخستین تزار رومانف
روسها برای واپس‌راندن لهستانیها از مسکو یکپارچه شدند. آنان میخائیل رومانف ۱۷ ساله را (۱۶۴۵- ۱۵۹۶م) را در سال ۱۶۱۳م به مقام تزاری منصوب کردند. او فرزند بطرک مسکو فئودور نیکتایویچ رومانف بود. او بر خلاف میل باطنی و توسط مردم روسیه به سلطنت انتخاب شد. اعقاب میخائیل اول تا زمان جنگ جهانی اول به مدت بیش از ۳۰۰ سال، تا زمان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ م، بر روسیه فرمانروایی کردند.

تزار آلکسی
آلکسی فرزند میخاییل ، دومین تزار از خاندان رومانوف است. او در ابتدای سلطنتش تصمیم گرفت بر اوکراین مسلط شود. در سال 1648 که مردم اوکراین علیه لهستان سربه شورش برداشتند، آلکسی راه دستیابی به هدفش را نزدیک دید. شورشیان پذیرفتند به دلیل هم مذهب بودن با روسها، اوکراین را به آنان خواهند بخشید. پس از چندین سال نبرد و نیز چندین سال مذاکره، سرانجام روسیه و لهستان قراردادی را امضا کردند که به موجب آن اوکراین تقسیم شد و روسیه کنترل کی یف و نواحی اطراف آن را به دست آورد.در این زمان، سربازان روس دورتر و دورتر به داخل خاک سیبری قدم می گذاشتند و با مردم بیشتری برخورد می کردند.

تزار الکساندر دوم
تزار الکساندر دوم فرزند تزار نیکلای اول معروف به تزار آزادیبخش پس از پدرش به تخت سلطنت روسیه نشست. درسال۱۸۶۱ تزار الکساندر دوم سرفداری را در روسیه لغو می‌کند. تزار امیدوار است روسیه را مانند کشورهای اروپای غربی در راه مدرن سازی به حرکت در آورد. اما این اقدام به سودثروتمندان تمام می‌شود و گروه قلیلی از دهقانان موفق به تهیه زمین می‌شوند. اکثر دهقانان فقیرتر از آن هستند که زمینی بخرند. این دهقانان از نظر فرهنگی عقب مانده تر از طبقات رنجبر اروپای غربی هستند. او در ابتدای سلطنت با مشکلات مربوط به جنگ کریمه که در زمان پدرش آغاز شده بود دست به گریبان بود و البته توانست به شکلی آبرومندانه با دول متخاصم (انگلیس, فرانسه و عثمانی) صلح کند. او مردی روشنفکر بود که قصد آزاد سازی سرفها را داشت. از شوخیهای تاریخ اینکه این تزار روشنفکر که در صدد انجام اصلاحات در کشورش بود بیشتر از دیگر تزارها توسط تروریستها مورد سوءقصد قرار گرفت و نهایتاً در اثر یکی از همین سوءقصدها به شدت زخمی شد و در حالی که انجام اصلاحات وی نتیجه‌ای نداده بود فوت کرد. از عوامل ناکامی تزار در انجام اصلاحات می‌توان به مخالفت بویاردها (اشراف روسیه) و ایرادات نظام اداری روسیه اشاره کرد.

تزار الکساندر سوم
تزار الکساندر سوم مانند پدرش سیاستهای مدرن سازی را دنبال می‌کند. کارخانجات جدید در سن پترزبورگ و مسکو احداث می‌شوند. جمعیت کارگری عظیمی در حومه این شهرها زندگی می‌کنند. اما آزادیهای اجتماعی را برخلاف پدرش کاهش می‌دهد. روسیه باید پیشرفت کند بی آنکه خللی در خاندان سلطنت ایجاد کند. سانسور و حکومت پلیسی افزایش می‌یابد. تعقیب و آزار اقلیتها خصوصا یهودیها شدت می‌گیرد.

تزار نیکلای دوم
در ۱۸۹۴ نیکلای دوم بجای پدرش به سلطنت می‌رسد و راه او را ادامه می‌دهد. در ۱۸۹۸ حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه مخفیانه نخستین کنگره اش را در مینسک روسیه بر پا می‌کند. برنامه حزب برمبنای مارکس و انگلس که پلخانف تشریح می‌کند تدوین می‌شود. پلخانف با ترور مخالف است و معتقد است که روسیه نخست باید دوره رشد سرمایه داری را طی کند تا سپس بتواند به دموکراسی و سوسیالیسم برسد.

حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه
در ۱۹۰۳ دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در بروکسل وسپس لندن تشکیل می‌شود. در لندن حزب به دو دسته تقسیم می‌شود: بلشویکها (اکثریت) منشویکها (اقلیت). بلشویکها معتقدند که نباید منتظر ماند تا پس از دوره سرمایه داری به سوسیالیسم برسیم. رهبر بلشویکها «لنین» دو بار به دلیل فعالیتهایش به سیبری تبعید شد و از سال ۱۹۰۰ در اروپای غربی زندگی می‌کرد.

جنگ روسیه - ژاپن
در سال ۱۹۰۴ روسیه تزاری علیه ژاپن اعلام جنگ می‌کند تا حکومتش را به منچوری و کره برساند. تزار انتظار یک پیروزی آسان را دارد اما شکستهای سختی می‌خورد. هم‌زمان در روسیه تظاهرات آرامی در ۵ ژوئیه ۱۹۰۵ در مقابل کاخ زمستانی تزار در سن پترز بورگ برگزار می‌شود که به خاک و خون کشیده شده و به یکشنبه خونین مشهور می‌شود. رهبر تظاهرات یک کشیش به نام پدر گاپون است.

با این واقعه و تسلیم شدن روسیه به ژاپن در ۱۹۰۵ اعتصابات کارگری افزایش می‌یابد. شوراهای کارگری برای هماهنگی اعتصابات تشکیل می‌شود. شورای سن پترزبورگ به رهبری لئو تروتسکی یکی از یاران سابق لنین نقش مهمی در این واقعه دارد. قیام کارگری سرکوب می‌شود. اعضای شورا دستگیر می‌شوند و تروتسکی به سیبری تبعید می‌شود اما از آنجا می‌گریزد. تزار قول می‌دهد اصلاحاتی به عمل آورد و آزادیهای مدنی به عمل آورد.

انتخابات دوما
در ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ سه انتخابات برگزار می‌شود. در دومای اول که به صورت انتخابات محدود برگزار می‌شود مخالفان تزار رای می‌آورند. تزار انتخابات را باطل می‌کند و انتخابات مجدداً برگزار می‌شود. این بار مخالفان تندتری رای می‌آورند. تزار باز هم دوما را منحل می‌کند. انتخابات سوم برگزار می‌شود واین بار مطیعان تزار وارد دوما می‌شوند. در ۱۹۱۲ بلشویکها راه خود را از دیگر گروههای سوسیال دموکرات جدا می‌کنند و حزب مستقلی ایجاد می‌کنند.

ورود روسیه به جنگ جهانی اول
در اوت ۱۹۱۴ روسیه وارد جنگ جهانی اول می‌شود. نخست فقط بلشویکها مخالف جنگ هستند اما شکستهای روسیه حامیان سلطنت تزار را به حداقل میرساند. در اوایل مارس ۱۹۱۷ اکثر کارگران در پطروگراد و مسکو دست به اعتصاب می‌زنند. شورش به پادگانها می‌رسد. در ۱۱ مارس تزار دوما را منحل می‌کند. اما نمایندگان متفرق نمی‌شوند. در ۱۵ مارس تزار به نفع گراند دوک میخائیل کنار می‌رود. میخائیل حاضرنمی‌شود سلطنت را بپذیرد. دوما حکومت موقتی از اعتدالیون را به رهبری شاهزاده لووف به کار میگمارد. شورای پطروگراد که منشویکها و سوسیالیستها در آن اکثریت دارند به صورت رقیب شورای موقت در می‌آید.

نخستین کنگره شوراها
حکومت آلمان با هدف کارشکنی و خرابکاری در روسیه لنین را با قطار از سوئیس به سوئد و از آنجا به پطروگراد می‌آورد. تروتسکی نیز از آمریکا وارد پطروگراد می‌شود. او گرچه بلشویک نیست اما با لنین هم آواز می‌شود که حکومت موقت حکومت بورژوایی است. سازمان دهندگان بلشویک با شعار لنین «به جنگ خاتمه دهید.» تمام زمینها برای دهقانها «و» تمام قدرت در دست شوراها " به میان مردم می‌آیند. نخستین کنگره شوراها با حضور نمایندگان سربازها، کارگران و دهقانها برگزار می‌شود. از میان بیش از ۶۰۰ نماینده ۱۰۵ نفر از بلشویکها هستند اما کم کم به آنان افزوده می‌شود. حکومت موقت کرنسکی همچنان در پی ادامه جنگ است اما شکستهای متوالی باعث فرار دو میلیون سرباز از جبهه می‌شود.

قیام بلشویکها
آشفتگی عمومی باعث شد بلشویک‌ها به دنبال قیام باشند اما قیام شکست خورد و لنین به مرز فنلاند فرار کرد. بلشویکها به اتهام جاسوسی برای آلمان دستگیر و زندانی شدند. شاهزاده لووف استعفا کرد و کرنسکی جای او را گرفت. محافظه‌کاران و اعتدالیون پشت ژنرال کورنیلوف جمع شدند تا با حکومت موقت مبارزه کنند. کرنسکی برای دفاع از حکومت، بلشویکها و سوسیالیستها را که از زندان آزاد شده بودند به یاری خواند. سپاه کورنیلوف شکست خورد. پس از آن بلشویکها هم در شورای پتروگراد و هم در شورای مسکو اکثریت داشتند. دهقانان قیام کردند و زمین‌ها را از دست اشراف در آوردند.

کمیته انقلابی شورای پتروگراد
لنین به پطروگراد رفت و از اقدامات تروتسکی در سازماندهی قیام حمایت کرد. کمیته انقلابی شورای پتروگراد به رهبری تروتسکی ساختمانهای دولتی را اشغال کردند و کاخ زمستانی تزار را در شب هفتم نوامبر به اشغال در آوردند. کرنسکی گریخت و اعضای حکومت موقت دستگیر شدند.

شورای کمیسرهای خلق
بلشویکها شورای کمیسرهای خلق را بوجود آوردند و لنین صدر شورا و تروتسکی کمیسر امور خارجه شد. مسکو به تصرف بلشویکها در آمد و دومین کنگره شوراها برگزار شد. مالکیت خصوصی لغو و کلیه امور به شوراهای روستایی واگذار شد. تمام زمینها میان مردم تقسیم شد. در ۱۹۱۸ بلشویکها رسما نامشان را به حزب کمونیست اتحاد شوروی تغییر دادند. ترس از ادامه هجوم آلمانیها حکومت جدید شوروی را وادار کرد تا پایتخت را از پتروگراد به مسکو منتقل کند.

پیمان برست لیتوفسک
در مارس ۱۹۱۸ تروتسکی و لنین سایر اعضای حزب را وادار کردند تا پیمان برست لیتوفسک را بپذیرند. این پیمان که با آلمان و اتریش و مجارستان بسته شده بود، بسیار به ضرر روسیه بود. ولی درگیری را در روسیه پایان داد. پیروزی متفقین در جنگ باعث شد تا شوروی از اجرای مفاد پیمان سرباز زند.

جنگ داخلی
از اواخر ۱۹۱۸ تا اواخر ۱۹۲۰ شوروی درگیر جنگ داخلی بود. ارتش سرخ به رهبری تروتسکی با گاردهای سفید ضد انقلابی می‌جنگیدند. عملیات نظامی سفیدها ابتدا در جنوب متمرکز بود و نیروی اصلی آن را نیروهای تحت نظر کورنیلوف تشکیل می‌دادند. ارتش سرخ گاهی با سپاهیان لهستان در غرب، سپاهیان ژاپن و سفیدهای تحت حمایت لژیون چک در شرق، سفیدهای تحت حمایت آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و بریتانیایی‌ها در شمال مجبور به جنگ بود. در سال ۱۹۲۰ شوروی عملا بر روسیه مسلط شد که دو علت اساسی داشت: اول رهبری هوشمندانه تروتسکی و دوم عدم هماهنگی سفیدها. سفیدها همچنین از پشتوانه مردم برخوردار نبودند چرا که مردم می‌ترسیدند زمینی را که در نتیجه انقلاب تصاحب کرده‌اند از دست بدهند.

 

موقعیت کنونی روسیه
 
روسیه با ١٧٠٧۵۴٠٠ کیلومتر مربع وسعت به تنهایی بیش از ٧٦ درصد خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق را تشکیل می‎دهد. در حال حاضر هم با اشغال حدود ۵/١١درصد خشکی‌های کره زمین بزرگترین کشور جهان محسوب می‎‌شود.
 
اگر چه ٦۵درصد خاک این کشور در بخش آسیایی قرار دارد، تنها بیست و هشت درصد مردم روسیه در این نواحی زندگی می‎کنند. این سرزمین بیش از ١٦۰درجه طول جغرافیایی و ١٠منطقه زمانی را در برگرفته و اختلاف ساعت در منطقه مسکو با شرقی‎ترین نقطه روسیه در شبه‎جزیره ساخالین ٩ساعت است.
 
سرزمین پهناور روسیه را دریاهای متعددی در برگرفته که عمده‎ترین آنها عبارتند از: دریای بالتیک و خلیج فنلاند در غرب، دریای سفید، خلیج پچورا، دریای کارا، دریای بارنتس، دریای لاپتف، دریای سیبری شرقی، دریای چوکچی و اقیانوس منجمد شمالی در شمال، دریای برینگ، دریای آخُتسک، دریای ژاپن و اقیانوس آرام در شرق، دریای سیاه و دریای خزر در جنوب.
با وجود آنکه طول سواحل این کشور به ۳٧/٦۵۳کیلومتر می‎رسد، اما به لحاظ اینکه بیشتر سواحل آن در منطقه منجمد شمالی واقع است و یا دریاهای مرتبط با آن از طریق تنگه‎های تحت کنترل کشورهای دیگر به آبراه‎های مهم متصل است، روسیه از وضعیت مطلوبی در برقراری ارتباط دریایی آزادانه با سایر کشورهای جهان برخوردار نیست. مرزهای این کشور بالغ بر ٢٠/١۳٩ کیلومتر است.
 
بخش اروپایی روسیه عمدتاً جلگه‎ای و هموار است. بلندترین نقطه روسیه، قله البروس (البرز) با ۵/٦۴٢متر ارتفاع در شمال قفقاز در جمهوری اوستیای شمالی و نزدیکی مرز گرجستان است که در عین حال بلندترین نقطه اروپا نیز محسوب می‎شود. کوه‌های اورال که در امتداد شمالی - جنوبی واقع شده است حد میان اروپا و آسیا را تعیین می‎کند و بلندترین نقطه آن قله نارودا تنها ١/٨٨۵متر ارتفاع دارد. تمامی قسمت آسیایی روسیه را سرزمین پهناور سیبری در برگرفته است. شبکه گسترده‎ای از رودهای پر آب در روسیه وجود دارد که علاوه بر تامین آب آشامیدنی، سدهای تولید برق آبی فراوانی بر روی آنها احداث شده است.

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد مؤسسه روسانا محفوظ می باشد .
طراحی سایت