آموزش زبان روسی
نظرسنجی

 

نظرات :
مشاهده نتیجه
نرخ ارز
پیوند ها
سایت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
سفارت بلاروس در جمهوری اسلامی ایران
سفارت جمهوری اسلامی ایران در بلاروس
سفارت روسیه در جمهوری اسلامی ایران
رایزنی علمی جمهوری اسلامی ایران در مسکو
رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو
سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو
وزارت علوم تحقیقات و فناوری
آموزش زبان روسی
بازدید ها
 
1 visitors online
بازدید امروز : 152
بازدید دیروز : 586
بازدید کل : 738661
افراد آنلاین : 1
وضعیت مسکو
مقاله راسپوتین

" راسپوتین " چهره مرموز دربار تزار روسیه

یکی از چهره های مرموز تاریخ بشری که نه تنها در کشور موطن خود روسیه بلکه در تمامی جهان از شهرت بسیار زیادی برخوردار بوده و تا کنون نشریات، مقالات و کتب بیشماری درباره او تألیف گردیده است . " گریگوری راسپوتین " – کشیش افسانه ای دربار تزار نیکلای دوم می باشد.

راسپوتین با شگردها و فنون سیاسی خاص خود چنان در روح و جان ملکه روسیه و متعاقباً امپراطور نفوذ کرده بود که پس از چندی منجر به دخالتهای بی حد و مرز پشت پرده ای و غیر مستقیم او در امور مملکتی گردیده و بسیاری از صاحب نظران و روسیه شناسان مشهور جهان علت اصلی سقوت اسف بار دستگاه سلطنتی نیکولای دوم که منجر به اعدام او و اعضای خانواده اش گردید را صرفاً نارضایتی توده مردم از دخالتهای این کشیش مرموز افسانه ای داشته اند ، آن ها معتقد بودند که پادشاه کشور عظیمی مثل روسیه باید از قاطعیت مطلق برخوردار بوده و در امور مملکتی اعم از خارجی و داخلی ، خود تصمیم گیرنده باشد و نه اینکه عنان مملکت را به دست کشیش فاسد، چند رو و شهرت پرستی مانند راسپوتین بسپارد .

اینکه آیا راسپوتین واقعاً دارای صفات غیر انسانی و منفوری که اورا به داشتن آنها متهم می کنند و اینکه آیا او واقعاً از چنین نفوذی دربار تزار برخوردار بوده است یا خیر مسئله ای است که قضاوت آن را به تاریخ باید سپرد اما به هرحال واقعیت تأثیر گذاری او در جریانات سیاسی وقت را نمی توان انکار نمود.

در اینجا به نمونه ای از ترفند هایی که در جهت هر چه بیشتر وابسته کردن خانواده سلطنتی توسط او انجام می پذیرفته و منسوب به او می باشد را با ذکر منبع به استحضار خوانندگان عزیز می رسانیم :

آناتول فرانس در مصاحبه ای حکایتی را نقل کرده اند که بسیار جالب، در عین حال تأسف بار می باشد.

«"راسپوتین که بسیاری از خدمه دربار را با خود همدست نموده بود و در جهت رسیدن به اهداف خویش از آنها استفاده می کرد ، دستور داده بود که یکی از خدمه ولیعهد (تزارویچ) که مسئول غذای او بود هر گاه که راسپوتین دربار را ترک می کند دارویی سمی را به غذای ولیعهد اضافه کند این مواد سمی به تدریج ولیعهد را مسموم و بیمار ساخته و دچار حالاتی شبیه صرع می نمود . امپراطور و ملکه که ازدیدن فرزند خویش دربستر بیماری سخت پریشان می شدند فوراً راسپوتین را جهت درمان ولیعهد احضار می کردند تا با خواندن ادعیه و اوراد ولیعهد را به اصطلاح شفا دهد .

به محض ورود به دربار راسپوتین به پرستار ولیعهد دستور می داد که از اضافه کردن مواد سمی در غذا تا زمانی که او در دربار بسرمی برد خودداری کند و بدیهی است که در طول مدت اقامت او دردربار حال ولیعهد به علت عدم وجود سم در غذا روبه بهبودی گذاشته و همین امر ملکه و امپراطور را به حیرت وا می داشت و ایشان را بیش از پیش مجذوب راسپوتین می ساخت.»

حکایت دوم مربوط به داستان لوستر قصر می باشد.

در جریان مصاحبه آناتول فرانس یکی از حضار، این حکایت را چنین نقل می کند.

«یک روز راسپوتین مشغول سرگرم کردن و بازی با ولیعهد بود که ناگهان با چهره ای بسیار برافروخته و وحشتناک بطرف ولیعهد دوید و اورا در آغوش گرفته و به گوشه ای برد درست در همین هنگام لوستر عظیم قصر از سقف جدا گشته و با صدای مهیب سقوطش ملکه و امپراطور را به وحشت انداخت ، لوستر که از قبل توسط همدستان راسپوتین دستکاری شده بود و با اشاره او رها گردیده بود درباریان را به این باور داشت که راسپوتین با الهام از مکتومات قلبی و وحی الهی قبل از وقوع حادثه از آن آگاهی یافته و ولیعهد را از یک خطر مرگ حتمی نجات داده است .

طبیعی است که بعد از این واقعه ارادت ملکه و امپراطور نسبت به او افزونی گرفت.»

 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد مؤسسه روسانا محفوظ می باشد .
طراحی سایت